به نام خداوند جان و خرد
اعلامیه سازمان زنان حزب پان ایرانیست
طرح حاکمیت فرقه ای زیر عنوان "خانه های عفاف"
طغیان بر ضد نظم عمومی جامعه بزرگ ایرانی
ایرانیان , زنان , مردان
در این روزهای غم انگیز از تاریخ ملت ستم کشیده ایران و در پی خودسری ها و اقدامات خسران بار و ایران بر بادده حاکمیت فرقه ای طرح ایجاد سازمانی ضد اخلاقی و مفسده انگیز , افشا گردید که زیر عنوان "طرح خانه عفاف"؟! یکی از مهلک ترین طغیان ها بر ضد نظم عمومی و سنت های دیرین اخلاقی و عرفی جامعه بزرگ ایرانی است. بویژه از آنجایی که این به اصطلاح "خانه عفاف" داس مرگ بار بر حیثیت و موجودیت و شرف زنان و دختران ایرانی ما است بدین وسیله به کلیه زنان و دختران جامعه , ملبس به هر لباس (خانه دار , کارمند , معلم , پزشگ , دانشجو و ...) هشدار می دهیم برای مقابله با این توطئه خطرناک اجتماعی که ثمره ای جز نابودی , بی عفتی , بی عدالتی و بی بند و باری ندارد به پا خیزند و بنگرند که کار رسوائی به آنجا کشیده است که حتی صدای اعتراض برخی نمایندگان زن در مجلس شورای حاکمیت و نیز برخی از تشکل های وابسته به زنان در نظام حاکمیت به گوش میرسد!
در طرح مذکور که بنا به طرح مندرج در روزنامه ایران "صفحه 11 _ مورخ 5 امرداد سال 81" از سوی چند نهاد رسمی تنظیم گردیده است زیر عنوان "ازدواج موقت کوتاه مدت _ متعه" و زیر نام اغوا کننده "خانه عفاف" عملا به گسترش بی بند و باری سازمان یافته که پیامد آن برای جامعه بزرگ ایرانی شوم و دهشتناک است مبادرت شده است. هر چند که از گوشه و کنار صدای اعتراض برخاسته است با اینهمه با توجه به آنچه از طرح ضد اخلاقی و ضد ایرانی و ضد انسانی مزبور در رسانه ها منعکس گردیده است موارد بیان شده در زیر را بیان میداریم:
1_تشکیل چنین مراکزی عملا رسمیت دادن به نوعی بی بند و باری و فساد اجتناب ناپذیر , زیر بال و پر حاکمیت با داعیه اسلامی بودن آن است!
2_فرهنگ جامعه ایرانی هرگز پذیرای مفهوم و منطوق مذکوره در این طرح نبوده و نیست.
3_طرح مذبور در تعارض آشکار با موازین احوالات شخصیه بخصوص در تعارض و خصومت با اصل مقدس "اصالت خانواده" می باشد که بنیان اساس فرهنگ و تمدن ایرانی است.
4_طرح مزبور در مواردی زنان را زیر عنوان مشروعیت این طرح به نوعی نازایی اجباری (حتی با توسل به عمل جراحی) به عنوان تسهیل در امر ازدواج موقت با کسب "اجرت"؟! سوق می دهد که طرحی ضد انسانی , ضد ایرانی و نوعی نسل کشی است!
5_طرح مزبور زنان جامعه ایرانی را از آرمان خواهی و اصالت شایسته آن دور می نماید و به یک "ابزار جنسی" و کالای مورد خرید و فروش تبدیل می نماید.
6_با توجه به مطالب مندرج در طرح مزبور هرگز دانشجویان یا عناصر غیر مرفه از امتیازات فرضی این گونه مراکز استفاده نتوانند کرد بلکه عملا این مراکز در اختیار مرفهین و پول داران و صاحبان سرمایه های داخلی و خارجی خواهد بود و در نتیجه تظاهر به اینکه این طرح حیرت انگیز و خسران بار برای توجه به وضع گروههای کم درآمد است دروغ محض می باشد (بلکه محلی خواهد بود برای کسب وجوهات هنگفت)
7_عنوان اینکه یکی از اهداف این طرح رعایت اصول بهداشتی در جامعه ایرانی است ادعایی خلاف واقع بیش نیست زیرا طرف دیگر این رابطه های جنسی "اعم از ایرانی و غیر ایرانی" هرگز تحت هیچگونه نظارت بهداشتی قرار ندارد که خطر بزرگ در همین جاست.
8_ در طرح مزبور که در سخنی از آن اصطلاح "احیا سنت پیامبر اکرم(ص)" ذکر گردیده و در تشکیلات و سازمان آن حضور ائمه جمعه و مقاماتی از این قبیل آورده شده است بدین ترتیب قرن ها دین باوری مردم را به بازی گرفته است؟
9_اتخاذ عنوان مقدس "خانه عفاف"؟! برای آنگونه سازمان های مورد علاقه حاکمیت فرقه ای بازی خطرناکی است که به مانند موارد دیگر مفاهیم مقدسی چون "عفت" را در جامعه خدشه دار خواهد کرد که این خود مصیبت کوچکی نیست.
10_ قرار دادن عنوان فرماندهان نیروی انتظامی در کنار عوامل دیگر مدیریت این خانه های فساد بسی زیان بخش است که بی گمان فرزندان ایران تن به این ذلت نخواهند داد و مادران و خواهران خود را اینگونه ارائه طریق نخواهند کرد.
اکنون به دلایل خبرهای منعکسه در نشست های نمایندگان مجلس شورای حاکمیت و دیگر ارگان ها به مقامات امنیتی حاکمیت ماموریت داده شده است تا بررسی کنند که این خبر چگونه منعکس شده است در حالی که می بایست بررسی شود چه کسانی و چه مقاماتی به تنظیم چنین طرح ضد ایرانی و ضد انسانی مبادرت نموده اند!
هم میهنان تنظیم کنندگان چنین طرحی و دیگر برنامه هایی از این قبیل , طغیان کنندگان علیه "نظم عمومی و اخلاقی" جامعه بزرگ ایرانی می باشند که می بایست مورد مواخذه و پیگرد و مجازات قرار گیرند.
امید آنکه نه تنها زنان ایرانی , بل همه آحاد و افراد ملت بزرگ ایران در برابر این توطئه های شوم بایستند و نگذارند نیروهای اهریمنی بر جامعه ایرانی بیش از این ظلم و ستم روا دارند.
پاینده ایران
امرداد سال 1381
سازمان زنان حزب پان ایرانیست
قانون تکامل و جدایی طلبی
۱ قانون تکامل
قانون تکامل، زپس جنگی سرد،
مردم به اروپا را زی هم آورد .
ای خیل جدایی طلبان در وطن ام !
کاری که کنید نیست جز واپسگرد .
نوزدهم دسامبر۲۰۰۷- بیدرکجای لندن
۲ اروپاییان
مردم، چو به چند گانگی برگشتند،
به گستره های خانگی برگشتند .
دیدند، اما، زیان بی هم بودن :
بکدل، به سوی یگانگی برگشتند .
نوزدهم دسامبر۲۰۰۷- بیدرکجای لندن
٣ همگرایی
مارا همه کاش همگرایی می بود؛
واندر همه کار همنوایی می بود .
من هم زجدایی طلبان می بودم،
ره سوی رهایی ارجدایی می بود .
نوزدهم دسامبر۲۰۰۷- بیدرکجای لندن
۴ وارونه کاری
خواهید که بوم خویش آباد کنید؛
وز بند ستم خلق خود آزاد کنید :
وآن هم زره جدا شدن ازایران ؟!
سرنا زسر گشاد آن باد کنید !
نوزدهم دسامبر۲۰۰۷- بیدرکجای لندن
۵ جدایی طلب
خواهد که برون ازدل برزخ برود .
آگاه زراه نیست – واوخ ! – برود .
این پیشرو مردم خود سوی بهشت،
از بی خردی به راه دوزخ برود .
نوزدهم دسامبر۲۰۰۷- بیدرکجای لندن
۶ هشدار
دربحر جهان، خورده شود ماهی ی خرد .
هربرگ، که ازشاخه جدا شد، پژمرد .
ایران من، ای مام بلادیده ! بگوی
با ترک و بلوچ و خوزی و فارس و کرد .
نهم اکتبر ۹۲ – بیدرکجای لندن
۷ آینده ای که مباد!
گرترک و بلوچ و خوزی، ار کرد و لری،
این خون برادر است، بنگر چه خوری!
قصاب نه ای، برادرم ! کارد بنه :
این پیکر مادر است، از او چه بری؟!
نهم اکتبر ۹۲ - بیدرکجای لندن
٨ این ملت
این ملت یک زبانه وهمدین نیست .
گفتارش و پندار به یک آیین نیست .
با اینهمه، از جدا سری بادا دور :
که راه رهایی و تکامل این نیست .
نوزدهم دسامبر۲۰۰۷- بیدرکجای لندن
۹ زشت آیین
خواهان جدایی بد و زشت آیین است .
درمنطق پیشرفت، وارون بین است .
ازساده به پیچیده، زکوچک به بزرگ :
قانون تکامل طبیعت این است .
نوزدهم دسامبر۲۰۰۷- بیدرکجای لندن
تاریخ معاصر جهان به دلایل گوناگون شاهد ظهور کشورهای نیرومندی است که بعضا به جای قدرتهای ضعیف شده یا از میان رفته قرار گرفته اند. این کشورهای نیرومند که بخش بزرگی از توان آنها در دیپلماسی و تبلیغات و اطلاعات در مورد امور خارجی گرد آمده طی این سده ها و دهه ها نشان داده اند که به هیچ عنوان حاضر به از دست دادن جایگاه خود نیستند و اکراه شدیدی نیز دارند که عضو جدیدی را به جمع خود بپذیرند. برنامه های کلان این کشورهای قدرتمند در سطح جهان همواره بر حفظ این جایگاه برای خودشان و در هم شکستن بزرگی و نیرومندی کشورهایی است که به موقعیت آنها نزدیک می شوند. این کشورهای نیرومند زمانی بطور مستقیم به سرزمینهای دیگران وارد می شدند و با نام استعمار آنها را بین خودشان تقسیم و در اصل تجزیه می کردند و در هستی آن مردمان شریک می شدند. بعد از آن , این تجزیه و شراکت را وسیله حکومتهای دست نشانده به انجام می رساندند و امروز این تجزیه و شراکت تحت نام جهانی و بین المللی وسیله شرکتها و سازمان ها و گروههایی انجام می شود که پسوند جهانی و بین المللی را به همراه دارند. سازمان ملل متحد و تعدادی شرکتهای نفتی و گازی و معدنی و تجاری و واسطه گر و موسسات خیریه و بشر دوست از این قماشند. چه کشورهایی این سازمانها را ساخته و پرداخته اند و هدایت می کنند و چه کشورهایی از فعالیت آنها سود می برند و کدام زیان می کنند؟ آیا سازمانها و شرکتهایی که که دارای پسوند بین المللی و جهانی و بدون مرزند نماینده همه ملتهای جهانند؟ آیا تعداد مشخصی کشور نیرومند برابر با کل جهانند؟ اینها دامهایی است که در ادامه سیاستهای استعماری گذشته برای خرد کردن دیگر کشورها و سهیم شدن در منابع گوناگون معدنی و انسانی آنها وسیله تعدادی کشور نیرومند و اکثرا فقیر از نظر منابع زیر زمینی انجام می گیرد و امضاها و آرای مثبت و تائیدات کسانی که از سوی کشورهای ضعیف و اکثرا فاقد حاکمیت ملی پای ورقه های این سازمانها و شرکتها داده شده و ثبت می شود ارزش انسانی و ملی و میهنی نداشته و حقوق کشورهای ریز و خرد شده را تامین نمی کند و اگر جز این بود بعد از دهه ها از تشکیل این سازمان ها و شرکتها و موسسات و... امروز نباید شاهد گرسنه و برهنه و بی سرپناه و بی سواد در غنی ترین سرزمینهای جهان باشیم.
در راستای مبارزات مردم ایران برای رهایی از سلطه حکومت فرقه ای , دولتهای بیگانه و سازمانهایشان و همینطور رژیم جمهوری اسلامی گاهی امتیازاتی به مردم ایران می دهند مانند صدور راحتتر روادید و اقامت برای اتباع ایران از سوی کشورهای خارجی و سخت گیری کمتر در برخی مکانهای عمومی به پوشش و آرایش مردم و برخورد ملایمتر نیروهای سرکوبگر یا پخش تعدادی برنامه های شاد و جذاب از رسانه های همگانی و ... از سوی رژیم جمهوری اسلامی.
این گونه امتیازات در قبال خواست های اصلی مردم ایران که مهمترین آنها حفظ و بازیابی تمامیت سرزمینی و حاکمیت ملت است تنها نوعی صدقه سیاسی برای آرام کردن مردم ایران می باشد. ملتی که ثروتهای عظیم مادی و معنویش به چنگال غارتگران داخلی و خارجی افتاده و با او چون مستحقی در خانه آبا و اجدادی اش برخورد می شود و از حقوق و دارائی های خودش به او صدقه داده می شود. ما ایرانیان در سرای خود سروریم , هستی جاویدمان را که ایران است می شناسیم و به چیزی به جز صد در صد حقوق و مرزها و ثروتهای ملی مان راضی نمی شویم و صدقه خوران دیروز و مفسدان امروز را تشخیص می دهیم.
از دل ویرانه های تخت جمشید
از میان یاد های فر جمشید
از دل خاک گهر بار نیاکان
ازشاهنشاهی بی همتای ایران
سدایی خسته ؛ بانک می آرد
منم کوروش ... شاهنشاه ایران و انیران
.............................................
درودم بر تو ای کورش
تو ای دادار هر چه داد
تو ای کوبنده ی بیداد
تو ای فردای آبادی ؛
تو ای آغاز آزادی
تو ای خورشید بی پایان
تو ای شاهنشه ایران
.............................................
درود قوم موسا را
زقلب کشور داود پذیرا باش
شهنشاها ...
اگرچه فرزندان ایران
حرمت و یاد ترا گم کرده اند اینک
اگرچه در جای مهر یزدان
کیش بیگانه به منزل کرده اند اینک
اگر چه نیک گفتار و نیک پندار و نیک کردار یزدان را
فراموش کرده اند اینک ؛
بدان کوروش ؛ شاه مهر گسترایران ؛
که قوم و ملت موسا
سر تعظیم بدرگاهت فرود می آورد امروز
بپاس نام آزادی
که بر نامت نگین گشته است
بیاد مهر انسانی
که در جانت عجین گشته است
بپاس دولت بخشنده ی وجدان
بپاس مهر شاهنشاهی ایران
شهنشاها ... جلال حرمت روح و روانت را
به قلب و دیده ی قوم یهود ؛
آکنده خواهیم کرد ...
