سروده زیر نوشته یکی از سروران پان ایرانیست است که افتخار انتشار آن را به من دادند:
آسمان خاکستری
ابرها سنگین
بادهای گزنده
شب یلدای تاریخ تاریک
و چشمهایم گم کرده خورشید
کوه و دشت را فریاد
و پژواک صدایم بود
که می شنیدم
عطر دل انگیز گلها
و رقص پر شور و حال
باد بهاری
در بامداد مه گرفته ایام
عهدی و خاطره ای بود
که در این زمان برده ام
از یاد
نشانی آزادی را از آب و نور و هوا
و جنگل و از مردان
زمان پرسیدم
مایوسانه سر در گریبان
چشمان پر ز اشک
دلها پر ز درد
گفتند از آفتاب
خواهیم پرسید
بر قله بلند البرز کوه
چه گذشته و در
بازوان آرش
که ایران شهر در چاه
ظلم فروشده
و رستم از نیاکان خانه اش
کوچ نموده
و هفت خوان و رخش وامانده
و رستم آماج تیر و نیزه از سفر
در خندق نامردی
به خاک و آب و نور و هوا
که آیه های روشن خدایند
سوگند دادم
به کتابی که راهنمای پاکی و مهربانی
و نیکی بود
که مدائن را بآتش توحش
سوزاندند
و در زیر طاق بلندش
مردان را شقه نمودند
و کودکان و زنان گریستند
و نوجوانان از زخم تازیانه
ناله سر داده و دختران
پاکدامن و آزاده را به اسارت
گیسو و دستها بر شتران
بستند
آه ای سیاهی شب تاریخ
دلیر مردان پاک دین را
در پیش پای ضحاکان دوران
سر بریدند
و آرامگاه آزاد مرد جهان
باستان را به آب
بستند
و سی سال در عزای اقارب فاتح خویش
زنجیر بردگی و اسارت را بر پشت
مردان فرو کوفتند
و من صبورانه هزار و چندین صد سال
اندوه و اشک را با آب روان
و سنگ سنگین زمان
پیوند دادم
و اینک نیک آگاهم
که ایرانیم
و ایرانی بوده ام
که بگمانم در یلدای تاریخ
گم کرده راه
و آنگاه شیر و خورشید و شمشیر
از لابلای تاریخ بر خواهم آورد
و دوباره کتاب خواهم نوشت
که پندار و کردار و گفتار نیک
دیرین اندیشه من است
و خورشید از بلندای البرز کوه
خواهد درخشید و آسمان آبی را
نوید خواهد داد
و مردمان جامهایشان شراب شادی
و شیشه اندوه با سنگ بیدادی
خواهد شکست
که من نگهبان ایران شهرم
و من ایرانیم
ایرانی
آنگاه كه مردماني داراي بيرق - ارتش و پادشاه و نماينده مي شوند ميتوان گفت كه آن زمان نقطه آغاز تمدن آن كشور است .
"پرفسور آرتور امانوئل كريستنسن"
و پس از روز واقعه , واقعه سازان پرچم سه رنگ شیر و خورشید نشان ملت ما را تغییر دادند , ارتش ایران را منحل و به قول خودشان پاکسازی کردند , پادشاه ایران را آواره و نظام شاهنشاهی ایرانی را برهم زدند , مجلس شورای ملی و نمایندگان آن را تبدیل به شورای اسلامی نمودند و پس از آن نوبت تهاجم به تمامیت ارضی و بحری و دانشگاهها و اقتصاد و امنیت و رفاه و فرهنگ و ادب و آثار و هویت ایرانی رسید و این برنامه تا نابودی کامل تمدن ایرانی ادامه دارد.
راه رهایی ما بازشناسی و بازسازی همان بنیان هایی است که تاکنون مورد تهاجم تمدن سوزان واقع شده است.
ایران و روسیه به موجب عهدنامه های 1921 (قانون اجازه مبادله عهدنامه دوستی منعقده بین دولتین ایران و جمهوری شوروی روسیه مصوب 23/9/1300) و 1940 (قانون تصویب قرارداد بازرگانی و بحرپیمایی بین دولت ایران و دولت اتحاد جماهیر شوروی) در خصوص استفاده مشترک و مشاعی از دریای قزوین (مازندران) توافق نموده اند.
به دلیل توافق، دولت های ایران و شوروی بر استفاده مشاعی از دریای قزوین (مازندران) و مطابق حقوق معاهدات بین المللی، برخی از صاحب نظران بر این باور هستند که ایران نسبت به دریای قزوین (مازندران) دارای حاکمیتی 50 درصدی است. در همین ارتباط بر این باور هستند که اگر نتوان از دو معاهده فوق چنین حاکمیتی را استنباط کرد لیکن در مورد استفاده مشاعی از دریای قزوین (مازندران) هیچ نوع تردیدی وجود ندارد.
ادامه مطلب
آداب معاشرت يكي از ملزومات زندگي اجتماعي و برقراري و حفظ روابط بين افراد يك جامعه است . آداب معاشرت مردمان هر سرزميني نخستين و سريعترين نشانه فرهنگ آنهاست . رفتاري كه در آن چاپلوسي ، تكبر ، گستاخي ، آشفتگي ، مداخله جويي ، دورويي ، ترس ، طلبكار بودن بي مورد ، توقع نابجا داشتن ، بينش و برخورد عقيدتي و در نهايت هر گونه نشانه غير طبيعي و مصنوعي ديده شود نشان دهنده ضعف يا نزول شخصيت آن فرد و در سطح بالاتر آن اجتماع است . برخي كسان كه در خود احساس كمبود شخصيت مي كنند و از سوي جامعه به عنوان يك فرد محترم و متشخص شناخته نمي شوند براي پر كردن اين كمبود در صورت ثروتمند بودن و بخصوص اگر اين ثروت بدون زحمت بدست آمده و باد آورده باشد سعي مي كنند آن را با تجملات يا مد جبران كنند و از آنجا كه هيچگاه ثروت جاي فرهنگ ملي و شخصيت انساني را نمي گيرد نام آن را كلاس مي گذارند . در دوره كنوني كه انواع فساد و فاصله طبقاتي بر آمده از آن روز به روز بيشتر مي شود آنچه در زبان عاميانه به نام كلاس ناميده مي شود ناشي از تازه به دوران رسيدن است . در واقع يك فرد با هر موقعيت و وضعيت اجتماعي و اقتصادي مي تواند با فرهنگ و با شخصيت باشد ولي يك فرد با كلاس وابسته به پولش مي باشد حتي اگر اين پول را وام گرفته يا به هر طريقي بدست آورده باشد . به اين ترتيب شخصيت ناشي از فرهنگ و اصالت ملي است و كلاس ناشي از پول وتجملات و مد و نشان دهنده نقصان پرورش خانوادگي و اجتماعي است .
به نام خداوند جان و خرد
پاینده ایران
۱-سازمان جوانان حزب پان ایرانیست اظهارات اخیر مقامات روسی در قبال جزایر همیشه ایرانی را مصداق بارز دخالت آشکار در امور داخلی ایران و برخلاف حسن همجواری ,روح قوانین بین الملل و صلح و امنیت جهانی قلمداد کرده و این نوع اظهارات مداخله جویانه را به شدت محکوم می کند.
جدای از نیت مقامات روسی در این نوع از اظهار نظرها که می بایست به دقت مورد بررسی قرار گیرد به نظر می رسد تعبیر "ادعاهای واهی امارات"در قبال جزایر همیشه ایرانی ,از سوی دولتمردان روس به "مساله ی مورد اختلاف میان ایران و امارات "و موضع گیری یکجانبه در این زمینه بیانگر آگاهی این مقامات از واقعیت امر می باشد.مساله ای که میان ایران و امارات وجود دارد,ادعاهای واهی امارات در قبال تمامیت ارضی ایران هست نه مساله ای بنام "مساله جزایر".
سازمان جوانان حزب پان ایرانیست امیدوار است ,توجه روسها به حل "مسائل منطقه ای "و حفظ صلح و امنیت جهانی جدی بوده و گامی بسوی حل مناقشات و بحرانهای منطقه ای وجهانی و ازجمله مساله ی چچن و پایان بخشیدن به کشتار و ارعاب سیستماتیک مسلمانان بی گناه چچن و داغستان ,از سوی روسها برداشته شود.
2-جدای از دلایلی که می توان برای این نوع از اظهارنظرها مورد شناخت قرار داد,بی هیچ تردیدی سیاستهای فرو دستانه ی دستگاه دیپلماسی نسبت به روسها عاملی مهم در بروز رفتارهای غیر مسولانه ی مقامات روسی در قبال ایران بوده است.با وجود آنکه روسها با تکیه بر مسائل ایران در صحنه بین الملل ,توانسته اند منزلت بین المللی خود را افزایش دهند و ازمواهب اقتصادی ایران و یا طرفهای درگیر با ایران بهره مند شوند اما بشدت رفتارهای غیر مسولانه در قبال ایران داشته و دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی نیز مرعوب آنان بوده است.روسها در زمینه نیروگاه بوشهر بویژه در مورد "سوخت مصرف شده"نیروگاه شرایطی برخلاف مفاد پیمان نامه به ایران تحمیل کردند و از تعهدات خود به کرات تخطی داشته و تکمیل نیروگاه بوشهر را به تحمیل هزینه های سنگین به ایران ,به تاخیر انداختند و علیرغم مناسبات اقتصادی یکجانبه گسترده با ایران بر تمامی تحریمها علیه ایران صحه گذارده و درنهایت آنکه ولادیمیر پوتین در آخرین روزهای ریاست جمهوری خود,بر دور جدید تحریمها علیه ایران دستینه نهاد و آقای احمدی نژاد بعنوان رئیس جمهور جمهوری اسلامی در پاسخ به خبرنگاری که این مساله را مورد پرسش قرار داده بود,عنوان کرد که این مساله تاثیری در روابط ایران و روسیه نخواهد داشت.روشن است که این نوع اظهار نظرها که با عدم واکنش مجلس نیز همراه است خود مشوقی برای روسها جهت این نوع رفتارها قلمداد می شود.بدیهی است عدم واکنش مقامات مسول در قبال این نوع ادعاهای مداخله جویانه مصداق اقدام علیه امنیت ملی و بطور حتم قابل پیگیری بوده و کوتاهی در این زمینه ها قابل گذشت نمی باشد.
پاینده ایران
سازمان جوانان حزب پان ایرانیست
۴/۳/۱۳۸۷ خورشیدی
۱)روز سه شنبه مورخ ۱۰/۲/۱۳۸۷ (روز ملی خلیج فارس)با توجه به ادعاهای واهی دولت امارات متحده عربی ودر خصوص جزایر سه گانه ایرانی ابوموسی (گپ سبزو),تنب کوجک , تنب بزرگ و نام خلیج فارس و بنا به دعوت سازمان جوانان حزب پان ایرانیست تجمع اعتراض آمیزی در مقابل سفارت این کشور در خیابان ظفر تهران برگزار گردید.
ادامه مطلب
همزمان با قدرت گرفتن نیروهای ایران در منطقه خلیج فارس و دریای مکران (عمان) نیروهای انگلستان در سال 1346خورشیدی برابر با 1968 میلادی از منطقه خارج می شوند . جبهه آزادی بخش ظفار متشکل از سه سازمان "سربازان ظفار" ، "جنبش ملی عرب" و "انجمن خیریه ظفار" رسما اعلام میکند که برای رسیدن به آزادی و رفع مشکلات قصد جداشدن از کشور عمان و رسیدن به استقلال را دارد . جبهه آزادی بخش ظفار از کمکهای رو به گسترش جمهوری دمکراتیک یمن که از اقمار اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی است بهره مند است . بنا بر درخواست حکومت عمان قرارداد کمک نظامی بین ایران و عمان در زمستان 1350 بسته می شود . در زمستان 1352 نیروهای ارتش شاهنشاهی ایران پس از ورود به ظفار شورشیان را که در مواضع کوهستانی سنگر گرفته بودند شکست دادند .
دانشجویان ایرانی خارج از کشور که با هزینه ملت ایران و با هزاران امید وآرزو جهت بدست آوردن تخصص و بازگشت در راه توسعه کشور به بهترین دانشگاههای اروپا و آمریکا اعزام شده بودند پس از افتادن در دام انواع ایدئولوژی ها و سازمانهای ضد ایرانی در قالب کنفدراسیون جهانی دانشجویان ایرانی در حمایت از شورشیان سخنرانی و نمایشگاه ترتیب می دهند ، کمک جمع آوری می کنند و در چندین نوبت در اختیار نمایندگان جبهه قرار می دهند ، فراخوانی انتشار می دهند و در آن خلیج فارس را خلیج مینامند ، حریم امنیت ایران را حریم امنیت شاه مینامند ، شاه را عامل ومجری سیاست های غارتگرانه امپریالیسم و ارتجاع که از نظر آنها تنها انگلیس و آمریکا و عرب و اسرائیلند مینامند ، در این میانه خلق ظفار و خلق عمان خلق می کنند ، مسلح شدن ارتش شاهنشاهی ایران را نقشه ای از سوی امپریالیسم امریکا و انگلیس برای اشغال جزایر استراتژیک و کنترل راه های آبی و محاصره نظامی جمهوری دموکراتیک یمن وتجهیز آمریکا در منطقه و سرکوب و غارت سرتاسر منطقه میدانند و در پایان همبستگی جهان را خواستارند.
متخصصینی که امروز ادامه دهندگان راهشان به نام جهاد اینترنتی وظیفه خطیر مسدود کردن پایگاه های اینترنتی را به عهده دارند که اعتراض مردم را به کمرنگ کردن نام خلیج فارس نشان میدهند.
این فراخوان با عنوان "در زمینه آکسیون های همبستگی و دفاع از جنبش آزادی بخش عمان و خلیج" در نشریه 16 آذر منتشر شد که بخشی از آن چنین است:
شاه این عامل اجرای سیاست غارتگرانه امپریالیسم به وضوح از "حریم امنیت" امپریالیست ها در منطقه یاد می کند. حریم امنیت شاه طبق گفته او دیگر در درون مرزهای ایران نیست ، بلکه دامنه آن تا اقیانوس هند ادامه دارد و به عبارت دیگر این مجری سیاست های امپریالیسم آمریکا و انگلیس با تسلیحات چند میلیارد دلاری ارتش ایران مامور کنترل کل منطقه تا اقیانوس هند خواهد بود و وظیفه ای را که اسرائیل از نظر نیرو و موقعیت اجتماعی و سوق الجیشی خود قادر به انجام آن نبوده ، به انجامش گمارده شده است. پیروزی جنبش در منطقه عمان و خلیج باعث خواهد شد که زنجیر کنترل خلیج از هم گسسته شده و امنیت راه های غارت امپریالیست ها در خطر افتد و منطقه استراتژیکی مهمی از زیر سلطه ارتجاع و امپریالیسم خارج شود.
درست به همین منظور اتحاد امپریالیسم آمریکا ، انگلیس و رژیم شاه و ارتجاع عرب در به خون کشیدن خلق ظفار و نابودی خلق عمان کمر بسته است. نقشه امپریالیسم آمریکا و انگلیس در مسلح کردن شاه ، اشغال جزایر مختلف برای حفظ پایگاه های استراتژیک ، کنترل راه های آبی ، محاصره نظامی جمهوری دموکراتیک یمن ، و تجهیز هر چه وسیع تر پایگاه های نظامی آمریکا در بحرین و عربستان سعودی و بالاخره دخالت مستقیم نظامی در عمان از طریق شاه همه و همه در خدمت اعمال هژمونی مطلق نظامی امپریالیست ها و در نتیجه سرکوب جنبش های مترقی و حفظ و غارت اقتصادی در سرتاسر منطقه است و در این راه از هیچ جنایتی فروگذار نیستند.
پیروز باد همبستگی جهان
" 16آذر ، شماره 3 ، سال 10 ، فروردین 1353 ، مارس 1974 ، صفحه 8 "
حزب الله يا حزب خدا نام گروهي مذهبي نظامي است در لبنان . همانها كه الگو ، راهنما و كمك سردمداران رژيم كنوني حاكم بر ايرانند و متقابلا از كمكها و حمايتهاي رژيم ايران بهره مندند . پوشش و پيرايش و آرايش ايشان در رسانه ها و محافل رژيم ايران همواره نشان دهنده شخصيت خوب قصه است . آنچه در نگاه اول به اين نام يعني حزب الله به چشم مي خورد تركيب دو كلمه حزب و الله يا خداست كه همانا پايين آوردن جايگاه خدا در حد رئيس يك حزب است به اين ترتيب اگر خدا مي تواند حزب داشته باشد يا رئيس يك حزب باشد و آن حزب را حزب الله يا خدا ناميد پس مي توان پيدايش دسته خدا ، فرقه خدا ، محفل خدا ، مجلس خدا ، جمعيت خدا ، انجمن خدا ، گروه خدا ، صنف خدا ، سنديكاي خدا ، سازمان خدا ، جامعه خدا ، جبهه خدا ، جنبش خدا ، لژ خدا ، NGO خدا و... را هم انتظار داشت ؛ همان خدايي كه در فرهنگ رخشاي ايراني همواره جايگاهي والا و يكتا داشته و دارد و خواهد داشت . برگزيدن اين نام براي افراد قدرت طلب در اين منطقه جهان مصونيت و ماده خامي را در دسترس ايشان قرار مي دهد كه به هر نحو كه بخواهند مي توانند آن را تفسير و تغيير داده و از آن استفاده كنند ، افرادي كه خود را بندگان شاخص آن خدا مي دانند . افرادي كه در يك جامعه آزاد و آگاه اعتباري از سوي ديگران به ايشان تعلق نمي گيرد تائيد و اختيار تام خود را پس از قرار گرفتن در حزب تعريفي خود و از سوي خدايشان يا كساني كه پيش از ايشان اين چنين بوده اند مي گيرند . در مكتب اين حزب ميهن و ملت در حد فرعيات و موضوعي درجه دو يا سه است و اعتلاي آن هدف نيست . ايشان ميهن و ملت را به عنوان پايگاه نظامي و پشتيباني براي جنگ و جهاد عليه دشمن مي دانند و نه بيشتر البته اين ديد در كشورهاي تازه تاسيس عربي بدليل خلا تاريخي ، فرهنگي و سياسي و اينكه خاستگاه دين اسلام است كمي عميقتر است . همين ديد است كه گاهي اعمال ايشان را با حركات مردم همسو مي كند نه حس وطن پرستي . مرز و سرزمين در اين مكتب معني ندارد ، همه جا ملك خداست و از آنجا كه خدا نيازي به اين ملك ندارد اعضاي حزب نقش مالك را ايفا مي كنند . ايشان نه تنها مالك سرزمينها كه مالك جان انسانها و اموالشان نيز هستند . اين مالكان فراتر از هر قانون مكتوب و عرف ملي و اجتماعي سرزمين خويشند . در فضاي ذهني حزب خدا نيازي به كسب تائيد و مشروعيت از سوي مردم نيست . وجود نام خدا يعني تائيد دائمي براي اعمال حاكميت مطلق بر ملت و سرزمين و هستي اش . حق پرس و جو را تنها خدا دارد و آن نيز روزي در آن جهان در محكمه اي به قضاوت همان خدا كه در اين دنيا رئيس حزب بوده برقرار خواهد شد و البته حكم آن هميشه به سود اعضاي حزب خواهد بود . اين فضاي بي مرز دست اعضا را براي هر كاري باز مي گذارد و هر آنكه در برابر اين حزب و اوهام و اعمالش قرار بگيرد دشمن خدا خواهد بود و حكمش نيز از پيش صادر شده است ؛ كافر ، مرتد ، ملحد ، مشرك ، زنديق ، مفسد في الارض ، سست دين ، دين ستيز ، طاغوتي ، ضد اوليا دين ، توهين كننده به مقدسات ، و... هر چند كه همين خدا گويان و خدا جويان با اتحاد با خدا ناشناسان در براندازي سال پنجاه و هفت ايران نقش آفريدند و پس از آن صميمانه ترين روابط را با حكومتهاي بي خداي بلوك شرق داشته و دارند . پس از خشونت طلبي و خرافات گستري ، زمينه سازي جهت درگيري هاي حيدري و نعمتي و نگاه مومنانه و مشركانه نه انساني به انسان در ايران و منطقه از دستاوردهاي اين نمايندگان خود خوانده خداست .
Irredentism
نهضت آزاد سازي ؛ جنبش بازستاني ؛ ادغام طلبي
از لفظ ايتاليايي "ايردنتا" به معني رها نشده و عنوان يك نهضت ملي گراست كه هدف اوليه آن ، آزاد ساختن اقوام ايتاليايي و اراضي محل سكونت آنها از تسلط خارجي بوده است . واژه مزبور در سال 1878 در ايتاليا رواج يافت . اكنون بيانگر تمايلات مردم يك كشور به انضمام مناطق همجوار و متعلق به كشور ديگر است كه در آن مناطق ، اقليتهاي قومي ، فرهنگي و زباني متعلق به كشور اول زندگي مي كنند .
"فرهنگ علوم سياسي" _ علي آقا بخشي – مينو افشاري راد _ صفحه 346 (با تصحیح)
ماجراي به هم رسيدن دو عضو يك خانواده پس از چند سال يا چند دهه كه به هر دليلي از هم دور بوده و هم اكنون يكديگر را يافته اند همواره شيرين و شنيدني است . هر كدام از اين خواهر و برادران يا پدرو مادر و فرزندان در اين سالها سختي ها و خوشي هاي بسياري را از سر گذرانده اند تا به اين روز رسيده اند و آنچه باعث جستجوگري براي يافتن بستگان درجه اول يا اعضاي خانواده در ميان انسانهاي مختلف در اطراف آن عضو خانواده شده چيزي جز طبيعت فرد براي رسيدن به جمع اصيل خانواده خود نيست . خانواده اي كه در همه لحظات چه سخت چه خوش پشت و پناه يكديگرند با رهگذراني كه تنها شريك موفقيتها و همراه گذرای انسانند قابل قياس نيستند .
در جهان امروز در ميان سرزمينها و ملل مختلف جهان نيز هر ملت همچون خانواده اي مي ماند كه به تك تك مردمانش اصالت مي بخشد و پشت و پناه آنان است . ملتهايي كه سرزمینهایشان به هر عنواني تجزيه مي شوند جز بي پناهي چيزي بدست نمي آورند همچون ايران ، هند ، اندونزي و معدود ملتهايي كه تا كنون با آگاهي و اراده مرزهاي تحميلي را از درون سرزمينهايشان برچيده اند در رديف كشورهاي طراز اول جهان قرار گرفته اند همچون چين ، آلمان و اسپانيا .
اخبار مداوم آزار و كشتار تبار ايراني در پشت مرزهاي تحميلي وسيله حكومتهاي سلطه گر يا نيروهاي فرا منطقه اي مايه تاسف و تاثر است ؛ قفقاز ، تركيه ، ميان رودان يا عراق ، پاكستان و افغانستان .
سياست منطقه اي يك حكومت شكل گرفته بر آرا و اراده ملت ايران بايد حركت در جهت برچيدن ديوارهاي جدايي كه در دل سرزمين ملت ايران كشيده شده است باشد .
مکتب پان ايرانيسم در سال 1326 به رهبری سرور محسن پزشکپور بنيانگذاری گرديد . افراد اين مکتب در سال های 1320 به هنگام ورود نيروهای انگليسی به ايران و در سال های 1324 و 25 به هنگام اشغال آذربايجان توسط ارتش سرخ با تشکيل گروه های ضربت و زير زمينی به مبارزه توأم با خشونت عليه بيگانگان پرداخته بودند. در سال 1330 خورشيدی مکتب پان ايرانيزم به مرحله حزبی گام گذاشت و حزب پان ايرانيست رسماً تشکيل گرديد . اندامان حزب پان ايرانيست تا سال 57 به صورت آشکـار و نهان در صحنـه سياسـی و فرهنگـی ايرانزمين حضور داشتند و چه در مجلس شورای ملـی ( دوره های 22 و 25 ) و چه در کابينه های وقت سرگرم پدافند از منافع ملی و خدمت به ميهن بودند سرور پزشکپور و شهيد محمدرضا عاملی دو تن از انديشمندان و سياستمدارانی هستند که به تحکيم پايه های تئوريک نهضت پرداختند .کادر مرکزی حزب پان ايرانيست پس از سال 1359 به برون مرز انتقال يافت . و ليکن سرور پزشکپور در سال 1370 به دنبال 4 سال درخواست مکرر به ايران بازگشت و حزب فعاليت های خود را از سرگرفت. در بهمن 1376 کنگره هفتم حزب تشکيل و اداره حزب به يک شورای عالی 7 نفره واگذار گرديد . از فروردين 1377 نشريه داخلـی حزب پان ايرانيست به نام « ضد استعمار » آغاز به انتشار نمود و از شماره 44 به « حاکميت ملت » تغيير نام داد . کادر مرکزی حزب هم اکنون در تهران مستقر است و هفته يي دوبار با حضور سرور پزشکپور ( نخستين پيام آور پان ايرانيزم ) تشکيل جلسه عمومی می دهد که ورود همگان به آن آزاد است . عليرغم سخت گيری ها و بی مهری های حاکميت اندامـان و هواداران حزب در بيشتر شهرهای بزرگ ميهن به کوشندگی های خود ادامه می دهند و پايگاه های اصفهان ، شوش ، اهواز ، شیراز ٬ کرمان ، شاهين شهر ، تبريز ، مشهد ، بروجرد ، سياهکل ، گرگان ، اروميه و ... کاملاً پویا و کوشا هستند .
